چاپ        ارسال به دوست

کوره راه جامعه اطلاعاتی در ایران

حمید قاسمی فیض آباد

کوره راه جامعه اطلاعاتی در ایران

بیان مسئله

جامعه معرفتی و مفاهیم مرتبط به آن از جمله جامعه اطلاعاتی و جامعه شبکه‌ای، صورت بندهای اجتماعی هستند که در ایران به صورت ناقص شکل گرفته‌اند.

چشم انداز سیاسی- آرمانی جامعه اطلاعاتی و معرفتی برای جامعه شناسی معرفت دارای اهمیت بسیار است. اثبات‌گرایی از عصر اگوست کنت تصوری از جامعه داشت که بر اساس آن «دانشمندان» و متخصصان رهبران آن بودند. کنت ظهور و شکوفایی معرفت اثباتی را برای توسعه جامعه دارای اهمیت بسیار می‌دانست، و حتی آن را نوید آغاز عصری جدید در زندگی انسان تصور می‌کرد. علم اثباتی به ما نوید می‌داد که آرزوی حکومت «دانشمندان» عملی و امکان‌پذیر است. مفهوم جامعه اطلاعاتی (و در سالهای اخیر مفهوم جامعه معرفتی) تحت تأثیر گفتمان غیر علمی، سیاسی، و برنامه‌ریزی شکل گرفت (اگرچه اینها اطلاعات لازم را از علوم اجتماعی کسب کردند) و تا آنجا پیش رفت که گاهی خصلت پیامبرگونه پیدا کرد. (کنوبلاخ 378-377)

جامعه اطلاعاتی در روند گذر از مدرنیته به تعبیر بل ویژگی جامعه فرایاپسا صنعتی است به همین دلیل بل معتقد است در این دو جامعه گسترش حمل و نقل و رفاه و بانک‌ها و بیمه‌ها، بهداشت و آموزش و پژوهش از ویژگی‌های مهم آن جامعه است که باعث گسترش این موضوعات و سبب هرچه بیشتر اهمیت شغل‌های دانشگاهی و فنی می‌شود که مواد اصلی کارشان اطلاعات است در ایران رشد خدمات و گسترش حمل و نقل و رفاه و بقیه موارد مذکور صورت گرفته است این صورت‌بندی در جوامع غربی بسیار گسترش یافته اما کامل نشده است. چنین نقصی در جامعه ایران به طور کامل مشهود است. در این مقاله در پی آن هستیم تا این تأخر را نشان داده و بررسی کنیم این تأخر چه اتفاقاتی را در ایران رقم زده است.

چهارچوب نظری

مولکی می‌گوید نه فقط شدت و جهت تحول فرهنگی، بلکه همچنین محتوی آن مستقیماً وابسته به تأثیرات خارجی تصویر می‌شود اما در مورد علم (تجربی) عوامل خارجی واجد قدرت تأثیرگذاری کمتری قلمداد شده‌اند و به طور کلی این توافق پیدا شده است که سرعت و جهت توسعه علمی به وجه قابل ملاحظه‌ای تحت تأثیر عوامل فنی، اقتصادی و اجتماعی قرار می‌گیرد که ریشه در خارج از جامعه اهل تحقیق دارد (مولکی، 175)

گسترش علمی در ایران و در پی آن معرفت علمی امری وارداتی است این موضوع باعث شده است جامعه شناسی معرفت و علم نیز نه یک امر مرتبط با جامعه ایرانی بلکه بیشتر مرتبط با جوامع علوم وارداتی باشد وقتی جامعه شناسی معرفت در ایران امری تلفیقی و بیشتر متأثر از جامعه شناسی معرفت جوامع دیگر است به روشنی پیداست که جامعه اطلاعاتی که در جوامع فراصنعتی یاپسا صنعتی در حال شکل‌گیری است در جامعه ایران یا به طور اساسی شکل نگرفته است و یا اینکه اگر شکل گرفته باشد در مرحله جنینی است و با تأخر روبرو می‌باشد.

هروقت جامعه‌شناسان در صدد درک رابطه علم و جامعه کل بر آمده‌اند وظیفه محوری خود را این دانسته‌اند که روشن سازند چه نوع جامعه‌ای نسبت به نهادی کردن رسومات علمی پذیراتر است و بیشتر از سایر جوامع از اجتماع تحقیقی مستقل حمایت می‌کند (همان 176) آنها به این نتیجه رسیده‌اند که جوامع دمکراتیک سازگارتر برای توسعه علمی هستند. اگرچه این فرض درست است اما هیچ علم ناب که حاصل رعایت تمامی رسومات علمی باشد تا وقایع جهان طبیعی را بدون تحریف ضبط کند در هیچ جامعه دمکراتیکی شکل نگرفته است. و حتی اگر چنین جامعه دمکراتیک مفروض شود باز هم دانشمندان تحت تأثیر کنش‌های فرهنگی می‌باشند. مطالعات تفصیلی در مورد تحول تفکر علمی از جمله مطالعه میتروف نشان داده، دانشمندان از یک سو تحت تأثیر کنش‌ها و فرآورده‌های فرهنگی افراد غیردانشمند و از طرف دیگر تحت تأثیر کنش‌ها و مکتسبات فرهنگی خود دانشمندان در زمینه‌های غیرعلمی قرار دارند.

دانشمندان دو منبع اصلی فرهنگی را در دسترس دارند: اول آنکه توسط جامعه علمی فراهم شده و دوم آنکه جامعه وسیعتر آن را فراهم کرده است.

با اینکه به زعم دورکیم علم به مرور زمان از لحاظ فرهنگی مستقل‌تر شده است ولی خرده فرهنگ‌های علمی به طور فزاینده‌ای منابع تفسیری را فراهم می‌کنند «بارنز می‌گوید به میزانی که علم بیشتر و بیشتر منابع فرهنگی جوامعی را که در آنها بارور شده است در خود جمع می‌کند از لحاظ درونی خودکفاتر شده و باروری حاصل از تعامل علوم تخصصی جایگزین نهادهای کاملاً خارجی در فرایند دگرگونی فرهنگی شده‌اند (همان 178)

در هر حال این خودکفایی بدان معنا نیست که دیگر محیط فرهنگی خارجی به درون علم راهی ندارد. دانشمندان میان زبان علمی و زبان ماهواره در رفت و آمد هستند برای مثال هولتون می‌گوید در فیزیک می‌گوییم، ذرات همدیگر را جذب و دفع می‌کنند یا آنها فرار می‌کنند و یا گیر می‌افتند (همان 179)

هولتون سعی در انجام نوعی تحلیل منتظم مثالهای تاریخی داشته است تا کشف کند چگونه تفکر غیررسمی به توسعه علمی کمک می‌کند او نظیر سایر جامعه شناسانی که فرایندهای غیررسمی در علم را واجد اهمیت بنیادین می‌دانند اما وزن آنها را به وضوح تشخیص نداده‌اند و می‌گوید: دانشمندان تأثرات شخصی را در عرصه رسمی مخفی می‌سازند. هولتون می‌گوید «شواهد متعدد به ما می‌گوید که اغلب رویه و روال منظم، نظام منطقی اکتشاف و تحول بدون انقطاعی در کار نیست. بلکه فرایند کشف به اندازه خلق و خوی دانشمندان متنوع بوده است (همان 179)

همانطور که ملاحظه می‌شود با اینکه کنت آرزوی علم اثباتی ناب را نوید می‌داد ولی این موضوع محقق نشده و جامعه علمی تحت تأثیر فضای خارجی و داخلی گسترش یافته است. طبیعی است جامعه اطلاعاتی نیز همین گونه است علاوه بر اینها نطفه جامعه اطلاعاتی تحت تأثیر تحولات سیاسی و اقتصادی شکل گرفته است. در این راستا در سال 1968 دو مؤسسه تحقیقات مخابراتی و اقتصادی در توکیو و همچنین گروه اطلاعاتی انجمن برنامه‌ریزی اقتصادی، یک اتاق فکر، شاخص‌هایی برای تعریف جامعه اطلاعاتی تعیین کرد که بعدها علم پژوه آمریکایی دِسولاپرایس آن را تدوین کرد.

اگرچه در این جا موضوع متون علمی است و ما ارزش مفهومی آنها را بررسی خواهیم کرد، نباید این موضوع را نادیده گرفت که حتی پژوهش لیوتار درباره پست‌مدرنیسم نیز به سفارش دولت کانادا انجام گرفت. البته استفاده ابزاری از مفهوم جامعه اطلاعاتی تا سال 2000 طراحی شد. در فرانسه نورا و مینک در میانه دهه هفتاد، نه تنها مفهوم «اطلاعاتی کردن جامعه» را تأکید کردند، بلکه فعالانه بر تصمیم سیاست به تجدید ساختمان جامعه فرانسه و تبدیل آن به جامعه اطلاعاتی تأثیر گذاشتند. در محیط انگلوساکسون بیش از هر کس مارک پورات کارهای اقتصاددانی به نام ماخلوپ را در 1977 پیگیری کرد و مبلغ جامعه اقتصادی شد و برای تحقق این نظر با سازمان همکاری اقتصادی و توسعه (او. ای. سی. دی) همکاری کرد.

با تأثیر و انگیزه گرفتن از چنین اقداماتی، نظریه جامعه اطلاعاتی به ویژه در دهه 1980 «مجذوب فناوری» شد. پی آمد چنین تحولی فاصله‌گیری این نظریه از روند کار علمی و نزدیکی به گفتمانی برای برنامه‌ریزی‌های سیاسی بود: در ژاپن «شهر جدید تاما» با شبکه‌ای از کابال‌های هم‌محور ساخته شده، در کانادا اقداماتی برای برنامه- ویدیو متن «تلی دن» انجام گرفت، در سوئد «پروژه ترزه» عملی شد، و در جمهوری آلمان فدرال برنامه‌های گوناگون «دی. وی.» تحقق یافت. در آلمان در سال 1983 «برنامه ویژه فن اطلاعات» تصویب شد. در سال 1984 «وزارت آموزش و تحقیقات فدرال» تصمیم گرفت شبکه‌‌ای از مراکز کامپیوتری را با همکاری ژاپن و ایالات متحده امریکا بسازد.

در دهه 1990 برنامه تهیه تدابیر سیاسی برای آینده در بالاترین سطوح سیاسی پیگیری شد: اتحادیه اروپا در 1990، 40% از بودجه پژوهشی خود را به بخش فناوری اطلاعات و ارتباطات اختصاص داد. بر اساس «گزارش- بانگمن» با عنوان «اروپا و جامعه اطلاعاتی جهانی»، اتحادیه اروپا در سال 1994 دفتر پروژه جامعه اطلاعاتی را تأسیس کرد که هدف اصلی آن تأسیس جامعه اطلاعاتی بود. در سال 1996 سران هفت کشور صنعتی جهان برنامه جامعه اطلاعاتی را در چشم‌اندازی تا حد مکان بزرگ، ترسیم و به لحاظ مالی آن را قویاً تقویت کردند. می‌توان گفت که جامعه اطلاعاتی و معرفتی در روندی تدریجی شکل نگرفت، بلکه تأسیس‌اش هدفمند بود. به همین دلیل این نهادهای سیاسی بودند که آن را تعریف می‌کردند. یکی از این تعریف‌ها به سال 1995 برمی‌گردد. «شورای فدرال تحقیق، فناوری و نوآوری» در آلمان «جامعه اطلاعاتی» را شکلی اقتصادی و اجتماعی تعریف کرد که «در آن اطلاعات و معرفت کسب، دخیره، پردازش، منتقل، آماده و از آنها استفاده می‌شود. به علاوه در این روند امکان‌های فنی فزاینده ارتباطات متقابل نقش قطعی دارد».

این تعریف فناورانه‌‌ی جامعه اطلاعاتی، همانطور که ذکر شد، شدیداً تحت تأثیر تعین گرایی فناوری انجام گرفت که معتقد است که فناوری از عوامل قطعی دگرگونی‌های اجتماعی است. چنین نگاهی به جامعه اطلاعاتی اهمیت زیادی برای سخت افزار توسعه فنی قائل است که به نظریه پارادایم فنی- اقتصادی و نظریه عصر اطلاعاتی انجامید. (کنوبلاخ 382- 381)

ایران در کجا ایستاده است! (طرح فرضیه‌ها ممکن از چهارچوب نظری)

جامعه اطلاعاتی متأثر از رویکرد نظری هولتن و مولکی تحت تأثیر فضای بیرونی و درونی جامعه خویش در غرب تعین یافته است علاوه بر این تعین‌گرایی، فناوری به به تدریج بلکه بصورت یک امر ضروری در دامن برنامه‌های سیاسی، اشکال جدیدی به خود گرفته است و به سرعت معرفت‌های علمی جدید را ایجاد می‌کند و خود نیز تحت تأثیر این معرفت‌های جدید بازتعریف می‌شود.

رویکردهای اقتصادی به صورت عاملی به یاری جامعه اطلاعاتی آمده است نظریه اقتصاد اطلاعاتی در سال 1960 شکل گرفت که تأثیر عمده‌‌ای بر روش‌های ژاپنی داشت. ژاپنی‌ها برای گردش اطلاعات دو شاخص ضریب اطلاعات و شاخص اطلاعات را به کار گرفتند. ضریب اطلاعات حاصل تقسیم بودجه کل به هزینه‌های مصرف شده برای کالاهای اطلاعاتی است. شاخص اطلاعات، در عوض با محاسبه میزان اطلاعات ساخته می‌شود (تلفن کردن هر نفر، شمارگان روزنامه‌ها در هر صد نفر، انتشار کتاب در هر هزار نفر، و غیره). بر این اساس محاسبات کمّی گسترده‌ای انجام گرفت که افزایش چشمگیر فعالیت‌های اطلاعاتی را نشان می‌داد و به تعریف‌های آماری از جامعه اطلاعاتی منجر می‌شد. بر این اساس، دویچ جامعه اطلاعاتی را جامعه‌ای می‌داند که منبع نیمی از درآمد ملی آن ناشی از انتشار اطلاعات، و نیمی از تمام کارکنان آن در شغل‌های اطلاعاتی مشغول کارند. بر اساس ارزیابی‌های مؤسسه تحقیقات مخابراتی و اقتصادی، زمانی می‌توان از جامعه اطلاعاتی پست صنعتی سخن گفت که 50% تولید ناخالص ملی در بخش سوم تولید شود، 50% متولدین هر سال از امکان تحصیلات عالی برخودار باشند و ضریب اطلاعاتی بیشتر از 35/0 باشد. (کنوبلاخ 384)

به این شاخص‌ها در ایران نگاه کنید آیا چیزی جز این ثابت می‌شود که ایران برای رسیدن به جامعه اطلاعاتی راه درازی را در پیش دارد نسبت به بودجه پژوهش به بودجه کل در ایران به چه میزان است؟ این نسبت وقتی به فناوری اطلاعات می‌رسد چه میزان است؟ بودجه فناوری اطلاعات با اینکه از رشد 13 درصدی برخوردار بوده است فقط 14919 میلیارد ریال است یعنی کمتر از نیم درصد بودجه کشور و یک دهم درصد درآمد ناخالص ملی ایران می‌باشد.

این در حالی است که ما فقط قایل به تعیین‌گرایی فناوری باشیم. و اگر نظریه معرفت علمی را نیز در جامعه ایران بپذیریم که می‌پذیریم آنگاه تأخر جامعه اطلاعاتی در ایران نه تنها اثبات می‌شود که امری بدیهی به نظر می‌آید. در ایران نظریه معیار به اشکالات مبنایی روبرو است. در ایران دانشگاه مستقل نمی‌باشد. بخش زیادی از اساتید با معیارهای علمی انتخاب نمی‌شوند. در ایران دانشگاه بالاکش مشکل بیکاری شده است گسترش دانشگاه در ایران تحت تأثیر سیاست عقب انداختن اشتغال فارغ‌التحصیلان شکل گرفته است. در ایران دانشگاه نه تنها به طور طبیعی متأثر از جامعه‌شناسی علم و معرفت است بلکه این تأثیر به وسیله عاملیت سیاسی دستکاری می‌شود. و از همه مهمتر اینکه جامعه ایران حتی یک جامعه صنعتی نیز نمی‌باشد چه رسد به اینکه بخواهد در امری فراصنعتی وارد شود تأخر جامعه اطلاعاتی در ایران به دلایل زیادی امری بدیهی است اما ادعا این است که جامعه اطلاعاتی در ایران هنوز شکل نگرفته است.

انتخاب فرضیه تأخر فرهنگی فناوری در ایران بر اساس نظریه تعین گرایی فناوری

از عمر شورای فناوری‌های جدید در ایران آن هم در معاونت علمی و فناوری رییس جمهور بیش از دو سال نمی‌گذرد. تعیین فرضیه عاملیت سیاسی برای ایجاد جامعه اطلاعاتی بسیار دیر به فکر افتاده است.

فرض می‌کنیم در ایران معرفت علمی به صورت ناب به طور کامل با نظریه معیار همخوانی دارد و می‌خواهیم تنها با انتخاب نظریه تعین‌گرایی فناروی به جامعه اطلاعاتی در ایران برسیم.

به علت اینکه ایران تنها مصرف‌کننده فناوری جدید ارتباطی بوده است و با اینکه 30 میلیون کاربر اینترنتی دارد و در ایران بیش از 85 میلیون تلفن همراه در دست مردم است. با این وجود در حوزه ایجاد معرفت علمی در فناوری اطلاعات می‌شود گفت کاری صورت نگرفته است. اگر ما شاخص‌های دویچ را برای جامعه اطلاعاتی بپذیریم با توجه به نسبت تولید ناخالص ملی به بودجه فناوری اطلاعات نه تنها جامعه اطلاعاتی در ایران تشکیل نشده است بلکه برای برداشتن گام‌های اول نیز بسی ناتوان ظاهر شده‌ایم.

نقد

انتخاب نظریه تعین‌گرایی فناوری با فرض همراه است که پیشرفت‌های تکنولوژی به گونه‌ای شکل می‌گیرد که ناچار است هر روز خود را به آرزوی حکومت دانشمندان کنت نزدیک‌تر کند.

اما آنچه در حال حاضر اتفاق می‌افتد این است که در فناوری سری نگه داشتن تکنولوژی‌های پیشرفته به دلایل نظامی و اقتصادی تبدیل به جنگ سازمان‌های جاسوسی کشورهای بزرگ در این حوزه شده است. به عبارت دیگر تعین‌گرایی فناوری تا آنجا که به انبوه‌سازی و اقتصاد جهانی مرتبط می‌شود تمایل دارد تا با نگرش معرفت علمی پیش برود و از عناصر جامعه شناختی معرفت تأثیر بپذیرد. لکن جنگ پنهان نگه داشتن‌های تکنولوژی نه تنها تعین‌گرایی فناوری را با محدودیت روبرو نموده است بلکه فراتر از آن جامعه علمی و حتی جامعه اطلاعاتی نمی‌تواند اعلام کند در پیشرفت‌های تکنولوژی در چه جایی قرار دارد در حال حاضر فناوری به شکلی در آمده است که هم متأثر از معرفت علمی است و عاملیت‌های سیاسی و همراه با عاملیت‌های نهادها دارنده‌‌های تکنولوژی پیشرفته به صورتی عمل می‌کند که جامعه اطلاعاتی در شبکه‌های مختلف اطلاعاتی از حدود و ثغور پیشرفت‌های علمی اطلاعی ندارد. از همین رو شبکه‌های اطلاعاتی نیز خود را در هاله رازداری علمی گرفتار کرده‌اند و تا آنجا که ممکن است حتی در برابر جاذبه‌های اقتصادی برای ارائه یافته‌های خویش مقاومت می‌کنند تا چه رسد به اینکه به نظریه‌های متمایل به نظریه معیار پای‌بند باشند.

منابع:

ü      مولکی، (1390) جامعه شناسی معرفت، حسین کچوئیان، تهران، نی

ü      کنوبلاخ، هربرت، (1391) مبانی جامعه شناسی معرفت، کرامت اله راسخ، تهران، نی

ü      ضمائم اینترنتی


 

ضمیمه

به گزارش حوزه پارلمان باشگاه خبرنگاران به نقل از روابط عمومی مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، دفتر مطالعات ارتباطات و فناوریهای نوین این مرکز اعلام داشت: فناوری اطلاعات و ارتباطات، قلب تپنده یا موتور پیشران نظام‌های اقتصادی و دانش‌بنیان به شمار می‌آید، لذا به طور پیوسته و گسترده در برنامه‌های چند سالیانه توسعه اقتصادی کشورها برای رسیدن به چشم‌اندازشان مورد توجه قرار می‌گیرد. قانون بودجه به عنوان کوتاه‌ترین، اما اثربخش‌ترین برنامه اقتصادی کشورها، مجال حساس و تعیین‌کننده‌ای برای آزمون اهتمام دولتمردان در پایبندی به اهداف توسعه اقتصادی دانش بنیان در بستر فناوری اطلاعات و ارتباطات است تا آن جا که اقتصادهای پیشرو از تخصیص و همچنین تامین هر چه بیشتر بودجه ملی خود از این محل به عنوان یکی از دستاوردهای کلان و راهبردی خویش یاد می‌کنند.


لایحه بودجه سال
۱۳۹۲ کشور که قرار است گام سوم از قانون برنامه پنج ساله پنجم توسعه اقتصادی کشور را در بر داشته باشد، باید در پرتو چنین وظیفه‌ای ارزیابی شود. از بررسی فصل‌ها و ردیف‌های مختلف و همچنین بندهای ماده واحده آن، می‌توان به این نتیجه رسید که در مجموع، سهم اعتبارات تخصیص یافته به فناوری اطلاعات و ارتباطات نسبت به سال جاری (۱۳۹۱) از رشد تقریبا ۱۳ درصدی برخوردار شده و به رقم 14919 میلیارد ریال رسیده است. درآمدهای این حوزه نیز نسبت به سال جاری از رشد ۲۳ درصدی برخوردار شده است.

با مروری بر جداول اعتبارات سال
۱۳۹۱، تفرق اعتبارات فناوری اطلاعات مشهود است و به نظر می‌رسد نبود نگاه کلان و راهبردی به دخل و خرج این حوزه، چالش‌های متعددی پدید آورده است. بی گمان تشکیل شورا و مرکز ملی فضای مجازی از سوی مقام معظم رهبری در اسفندماه ۱۳۹۰ با هدف رفع نابسامانی‌های این حوزه بوده است.

تجربه‌ای که پیش‌تر در هیئت شورای عالی اطلاع رسانی و اجرای طرح توسعه کشوری فناوری اطلاعات و ارتباطات(تکفا) آزموده شد و می‌تواند الگویی برای متمرکز سازی نظام اقتصادی فناوری اطلاعات و ارتباطات ملی باشد. توجه به این موضوع به ویژه از آن جهت حائز اهمیت است که در پرتو آرمان فاصله گرفتن از اقتصاد نفتی و تکیه بر اقتصاد غیرنفتی، فناوری اطلاعات و ارتباطات به عنوان یکی از حوزه‌های اصلی درآمدزای کشور شناسایی شده و همین موضوع کافی است تا ضرورت راهبری و ساماندهی راهبردی آن آشکار شود.

در تحلیل مفاد لایحه، قوانین بودجه سال‌های گذشته، به ویژه سال
۱۳۹۰ به عنوان سال مبنای قانون برنامه پنجم توسعه، فانون بودجه سال ۱۳۹۱ و همچنین قوانین بودجه سال‌های پیش از آن در پرتو قانون برنامه پنجم و همچنین سیاست‌های کلی نظام، ابلاغی از سوی مقام معظم رهبری مورد استناد قرار گرفته‌اند. این یافته‌ها نیز بر پایه روش‌های تحلیل آماری و بهره گیری از منابع مستند و معتبر به دست آمده‌اند.

 

 

 


١٣:٠٦ - شنبه ٢٣ آذر ١٣٩٢    /    عدد : ٣٣٠٩٢٣    /    تعداد نمایش : ٤١٤٧


برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج