چاپ        ارسال به دوست

نقش معرفت اسلامی در توسعه و رفاه اجتماعی ایران

حمید قاسمی فیض‌آباد

بیان مسئله:

هرچند علم گرایی در دوران مدرن، سهمی در معرفت برای اندیشه‌های فراتجربی و فلسفی «با روش کلاسیک» قایل نبود اما در عمل به شهادت در ورنر اشتارک می‌توان مجموعه از اظهار نظرهایی را ارائه کرد که در آن جامعه شناسان، باورهای فلسفی و فراتجربی را مبنای اندیشه‌های خود قرار داده‌اند (علیزاده و دیگران، 1390، 364). هگل، فوئر باخ، جامعه شناس نبودند اما در حالی که فوئر باخ، ایده‌آلیسم هگل را به طبیعت‌گرایی تنزل داد، مارکس و انگلس این طبیعت‌گرایی را به ماتریالیسم دیالیکتیک تنزل دادند (همان 365) از همین رو ابتنای دیدگاه‌های جامعه شناسی مارکس، شلر بر موضع فلسفی و معرفت شناختی به طور واضح روشن است چه ما به معرفت اسلامی از دیده جامعه شناختی بنگریم و چه به آن از منظر فلسفه نگاه کنیم متأسفانه مورد بی‌مهری همگان و حتی خودمان نیز قرار گرفته است. و بدتر از بی‌توجهی و بی‌مهری ما دچار نوعی بی اتکایی به نفس نیز شده‌ایم که حتی تحقیق متون معرفت شناسانه به اسلام را نیز در متون غربیان می‌جوییم. از همین رو من در این نوشتار در پی آنم که با تأمل در منابع خودی نقش جامعه شناسی معرفت اسلامی در توسعه و رفاه اجتماعی را مورد کنکاش قرار دهم. و رابطه آن با توسعه و رفاه اجتماعی در ایران به لحاظ مفهومی مورد بررسی قرار دهم. تا دریابیم آنچه جامعه اسلامی ایران در حوزه کشورهای توسعه نیافته کشانده است، معرفت اسلامی است یا به علل دیگر مرتبط است. ناگفته پیدا است طرح چنین مسئله‌ای، برای رسیدن به نتیجه کاری بس گران می‌طلبد و در این نوشتار تنها در حد طرح یک مسئله است.

چارچوب نظری:

فلسفه اسلامی یک فلسفه مبتنی بر وحی بوده است و شاید بتوان این امر را مهمترین ویژگی آن دانست وحی‌مداری در جامعه اسلامی همیشه قوت داشته و اثر آن بر فلسفه نیز کاملاً مشهود است البته این نوع فلسفه فقط محدود به عالم اسلام نمی‌شود و در میان یهودیان و پیروان مسیح نیز وجود دارد. فلسفه‌ای که به عالم اعلا توجه خاص دارد و ایده‌های اصلی خود را از طریق وحی می‌گیرد و ذوق فلسفی را هم افق با آن به کار می‌گیرد (نصر 1371، 1-4)

یکی دیگر از ویژگی های فلسفه اسلامی آن است که رابطه میان فلسفه و دین (عقل و ایمان) از آغاز مورد توجه خاص فیلسوفان اسلامی بود از کندی تا ملاصدرا، مسأله‌ای اساسی تلقی شده است، سومین ویژگی که به نحوی از آن منشأ می‌یابد وجود یک نظریه واحد و پیوسته در باب مراتب علم و شئون آن است. در این نظریه تلاش می‌شود که به طور کامل و دقیق پیوند و سازگاری تمام هستی و عناصر آن نشان داده شود، یعنی همه جهان در یک وحدت معنایی، جستجو می‌شود (نصر 1371، 12، 13)

با توجه به این رابطه فلسفه و دین (عقل و ایمان) سیر تاریخی خاص و دوره‌های متعددی را داشته است فیلسوفان اسلامی دو گروه مشایی و اشراقی را به تبع یونانیان برای خود رقم زدند و به آن تقسیم‌بندی شرقی و غربی را اضافه کردند بر این عقیده شکل اصلی و اساسی فلسفه در شرق اسلام، کلامی (در پی ایجاد وفاق دین و فلسفه بود) و در غرب اسلام ریشه ارسطویی داشت.

اما آنچه مورد نظر است نه فلسفه اسلامی متأثر از غرب و نه شرق سینایی است آنچه غرب را متأثر کرده ولی جهان اسلام از آن دور شده است بی‌توجهی به قرآن کریم که تأکید ویژه آن بر تاریخ و طبیعت به عنوان معرفت می‌باشد «پس از هرودوت، بزرگترین مورخان جهان، چون طبری، مسعودی، ابن حیان، بیرونی و ابن خلدون در میان مسلمانان پرورده شدند و از این گذشته بزرگترین موهبتی که شرق مسلمان به غرب ارزانی داشت روش علمی یا استقرایی بود (همان 372) محمد بن زکریای رازی و ابن هیثم مبدع روش تجربی تئوری پرداز آن بودند و ابن حزم در خلال بیان آرای خود و در بیان وسعت دامنه منطق، ادراک حسی را به عنوان خاستگاه معرفت قلمداد کرد و سپس ابن تیمیه در ابطال منطق ارسطویی، آن را مدلل ساخت که استقراء (روش تجربی) تنها مشکل استنتاج معتبر است. سهروردی نیز به شیوه‌ای منظم و منسجم، منطق یونانی را رد کرد آنگاه بیرونی با روش مشاهده و تجربه به کشف زمان عکس‌العمل موفق گردید و کندی دریافت که احساس پاسخ عنصر متناسب با تحریک است و ابن هیثم به کشفیات خود در مبحث نورشناسی نائل آمد (همان 372). غربیان خود معترفند روش تجربی مرتبط به مسلمانان و نه راجر بیکنی و نه فرانسیس بیکنی است. آنها به این موضوع اشاره کرده‌اند که راجر بیکن یکی از فرستادگان دانش و روش مسلمین برای اشاعه آنها در اروپای مسیحی بود.

چهارچوب نظری معرفت اسلامی، با توجه متن اصلی اسلام یعنی قرآن کریم مبتنی بر معرفت تجربی و تاریخی است آیات 31، 32، 171 و 269 بقره و 9 زمر و انفال 22 و بسیاری دیگر از آیات قرآن بر معرفت تجربی و تاریخی و بر اساس اندیشه‌ورزی و تعقل تأکید دارد. معرفت علمی در قرآن به طور کامل تجربی است و علاوه بر این تجربه قرآن در به کارگیری تجربه تاریخی نیز در آیات متعددش تأکید و سفارش می‌کند. آنچه در معرفت اسلامی و نگاه جامعه شناختی قرآن در رابطه به سرنوشت اقوام در قرآن آمده است نگاهی کاملاً تجربی، و ساختارگرایی است و تمامی آنچه بزرگان فلسفه اسلامی انجام داده‌اند اگرچه در اندیشه ورزی و تمرین تأمل و تفکر نقش‌گرا سنگی را داشته‌اند اما یکی از دلایل عقب‌ماندگی مسلمین جدا شدن از جامعه‌شناسی معرفت بر اساس تجربه و ساختارگرایی تاریخی است متأسفانه. فیلسوفان اسلامی در آثار خود مبحثی جداگانه برای نظریه معرفت ندارند (همان 376) اما تا توانسته‌اند از ماهیت انواع معرفت، از تصور و تصدیق، علم حضوری، حصولی، کلی و جزئی وجود ذهنی سخن گفته و از کیفیت‌های مختلف نیز در قالب فلسفه مشائی، از ماهیت ادراک و انواع ادراک معانی عقل و انواع آن، مفهوم کلی، جزئی، وجود ذهنی مسأله مطابقت با امر واقع در فلسفه اشراق و از ماهیت و منشأ معرفت، مثل افلاطونی، وحدت وجود انواع معقولات سخن گفته‌اند.

در غرب پس از شروع انقلاب علمی با به اوج رسیدن، معرفت شناسی بیکنی که شاگرد تجربه گرایی اسلامی بود سالهای بسیار بعد معرفت شناسی عینی و جامعه شناسانه شکل گرفت زمینه‌های جامعه شناسی معرفت هم در انگلستان و هم در فرانسه شدیداً تحت تأثیر فلسفه تجربه‌گرایی و مکاتب مختلف فکری آن زمان بود (علیزاده و دیگران، 1390، 94-93)

منتسکیو و ولتر معماران انقلاب فرانسه، سن سیمون و حتی اگوست کنت همگی تحت تأثیر تفکر انگلیسی و فرانسوی تجربه‌گرایی بودند معرفت اسلامی در مسیر معرفت قرآنی باعث تمدن معرفت اسلامی در مسیر معرفت قرآن باعث تمدن اسلامی در خاورمیانه و اروپای اندلسی شد. اما از آن هنگام که متفکران و فیلسوفان اسلامی تحت تأثیر معرفت تجربه گرایی به نهضت ترجمه روی آوردند و از دل نهضت ترجمه فلسفه افلاطونی و ارسطویی فلسفه مدرسه‌ای حوزه‌های علمی مثل جندی شاپور و نیشابور و ... گردید، معرفت اسلامی رنگ فلسفی به خود گرفت و از آن پس اسلام وارد دوره فترت علمی و عقب ماندگی علمی خویش گردید. نهضت ترجمه می‌توانست اتفاقات بزرگی را برای اسلام رقم زند اگر روش تجربه گرایی قرآن و اسلام به نقد متون فلسفی آنها پرداخت که چنین نشد.

فرضیات نوشتار:

ü      تجربه گرایی معرفت اسلامی می‌تواند باعث رنسانس علمی در ایران و جهان اسلام شود.

ü      معرفت فلسفی ناشی از معرفت یونانی و اروپایی موجب جدایی از معرفت تجربه‌گرایی اسلام گردید.

ü      تجربه‌گرایی اسلامی باعث ایجاد اروپای مدرن اندلسی شد.

ü      تجربه گرایی اسلامی باعث توسعه و رفاه اجتماعی می‌گردد.

ü      بازگشت به معرفت اسلامی در تجربه گرایی باعث توسعه و رفاه اجتماعی ایران می‌شود.

اثبات فرضیه:

فرضیه تجربه گرایی اسلامی باعث توسعه و رفاه اجتماعی می‌گردد.

اثبات این فرضیه در قالب تیپ ایده‌آل پیشرفت علمی مسلمانان در اروپا و آندلس، قابل بررسی است.

مسلمانان وقتی وارد آندلس شدند متأثر از تجربه‌گرایی اسلامی، باعث رونق معماری، کشاورزی، صنعت و معدن، آبیاری، نساجی و کشتی‌سازی در اروپا آن زمان گردید.

نمونه این پیشرفت‌ها را در ضمیمه آمده است بازگشت به معرفت اسلامی بر پایه تجربه گرایی در اسلام می‌تواند روحیه علمی و نقد علمی را در ایران بازآفرینی نماید و همین مسئله توسعه و رفاه اجتماعی ایران را در آینده نوید خواهد داد.

نقد چهارچوب نظری:

آنچه در این نوشتار در نقد نظریه معرفت اسلامی بر اساس تجربه‌گرایی و ساختار‌گرایی تاریخی می‌تواند بیاید این موضوع است با اینکه تجربه گرایی در اسلام توانسته بود باعث پیشرفت علمی مسلمانان از قرن دوم هجری به بعد گردد چرا این شیوه معرفت اسلامی نتوانست ادامه یابد.

بر اساس نظریه عصبیب ابن خلدون می‌توانیم به دو دلیل عدم استمرار این پیشرفت اشاره کرد.

دلیل اول، نهضت ترجمه و فلسفه گرایی معرفت اسلامی بود. و دلیل دوم، کنار گذاشتن تجربه گرایی معرفت اسلامی و محافظه کار شدن مسلمانان و تبدیل به نسل جدای رهبران از مردم به دلیل تبدیل خلافت به سلطنت بود.

معرفت تجربه‌گرایی اسلامی هم اکنون نیز حتی در صورت بازگشت می‌تواند به زنجیر سنت‌های محافظه‌کارانه، کاهلی، سود تجارت‌ها غیر اسلامی گرفتار آید. راه موفقیت معرفت اسلامی بر اساس تجربه گرایی و ساختارگرایی تاریخی در ایران علاوه بر بازگشت این روش علمی به ایران پالایش ایران از ساختارهای محافظه‌کارانه تجمل و کاهلی و ثروت‌های بادآورده یک شبه می‌باشد.

منابع:

علیزاده عبدالرضا، حسین اژدری و مجید کافی (1390)، جامعه شناسی معرفت، تهران، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه

نصر، حسین (1371)، معارف اسلامی در جهان معاصر، تهران، شرکت سهامی کتاب‌های جیبی

آل علی، نورالدین،(1370) اسلام در غرب ،تاریخ اسلام در اروپای غربی ،تهران،دانشگاه تهران

 


 

ضمیمه:

نقش اقتصاد سیاسی اسلام در پیشرفت اروپا

اولین بندر کشتی‌سازی اسلام در اروپا

برای جلوگیری از حملات ایذایی رومیان که شهرهای بندری حمله می‌کردند پس از شکست رومیان از موسی‌بن‌نصیر  (وی فرمانده عبدالعزیز والی مصر در سال 84 هجری بود) در کارتاژ وی دستور داد اولین بندر کشتی‌سازی در کنار خرابه‌های کارتاژ را تأسیس نمایند موسی پس از تأسیس این کارخانه کشتی‌ سازی نیروی دریایی قوی برای تصوف جزایر وبلیار، مایورکا و سیسیل بوجود آورد (آل علی1370 ،39 ابن قتیبه ج 2ص 73).

عبدالرحمن در سال های آخر زندگی به فکر تأسیس نیروی دریایی افتاد و دستور داد در شهرهای بندری طرکونه، طرطوشه، قرطاجنه و اشبیله بندرگاههایی برای کشتی‌سازی بسازند، و به این ترتیب نیروی دریایی قابل توجهی برای آندلس بوجود آورد. (آل علی 1370،106) صنعت کشتی‌سازی از دیرزمانی در آندلس بپا شده بود، و عبدالرحمن دوم برای مقابله با نورماندیان که از دریای شمال و با کشتیهای جنگی به آندلس حمله کرده بودند، دستور داد دارالصناعه‌ای در شهر اشبیلیه تأسیس شود.

کارخانه کشتی‌سازی اشبیلیه با جدیت از سال تأسیس آن 230 هـ تا زمان عبدالرحمن ناصر دویست کشتی مجهز و بزرگ ساخته بود که نیروی دریایی آندلس را تشکیل می‌داد.

با بلندنظری عبدالرحمن ناصر و برنامه‌هایی را که برای آینده آندلس پی‌ریزی می‌کرد، دستور داد در شهر بندری طرطوشه Tortosa صنعتکده کشتی‌سازی دیگر تأسیس شود که کار آن ساختن و تعمیر کشتی‌های نیروی دریایی آندلس باشد.(آل علی 1370،261)

تشکیل سپاه حرفه ای اسلام در اروپا

عبدالرحمن برای اولین بار در تاریخ آندلس لشکر و سپاه حرفه‌ای منظمی از داوطلبان و مزدوران بوجود آورد که تعداد آن به صد هزار رزمنده رسید به اضافه گارد مخصوص حراست خود که افراد آن از بربر و بردگان فرهنگ و موالی بود و تعداد آن به چهل هزار نفر می‌رسید.

ساخت حصار شهر

در عمران و آبادی شهرها بخصوص پایتخت آندلس قرطبه عبدالرحمن کوشش بسیار کرد، حصار شهر را تعمیر و تکمیل کرد باغهای عمومی متعددی تأسیس و نهرهای بسیاری در شهر کشید.(همان 107)

ساخت مساجد اروپایی

وصف مسجد عظیم قرطبه را که از مجلل‌ترین آثار هنر معماری اسلامی در آندلس است و تا به امروز همچنان برجا باقی مانده است.

ضرابخانه ها

تأسیس دارالضرب و تهیه سکه‌های طلا و نقره در آندلس بود. این سکه‌ها در آغاز به وزن و نقش سکه‌های مشرق زمین ریخته می‌شد، ولی بعداً شکل و رسم و نوشته دربار آندلس بر آن نقش گردید. لسان‌الدین خطیب می‌نویسد در روزگار او سکه‌های آندلس از طلای آبریز و نقره خالص بود. سکه طلا را دینار و نقره را درهم می‌گفتند.عبدالرحمان در قرطبه دارالضربی همانند دارالسکه شام بوجود آورد که سکه های طلاو نقره به سبک دارالخلافه امویان (از نظر وزن و نقش بر آن) می ریختند.(آل علی 1370،108)

ساخت مساجد

مسجد جامع قرطبه با همه تجاوزات و تغییراتی که مسیحیان به قصد از بین بردن هویت و روحانیت اسلامی آن بر آن وارد کرده و روا داشته‌اند، همچنان با جلال و وقار بازگوی دوران عظمت و شکوه اسلام در این مغرب زمین است، و همچنان در و دیوار، مناره و محراب آن هر بیننده‌ای را به هویت واقعی خود راهنماست. با وجود آن که مسیحیان آن را از قرن 16 میلادی مبدل به کلیسای بزرگ شهر (کاتدرال) کرده‌اند، و با تغییرات بسیاری که در آن داده‌اند همچنان آثار و ویژگی‌های عربی و اسلامی خود را حفظ کرده است، و نام آن نیز تا به امروز به اسپانیاییLa Mezquita Aljama مسجد جامع است.

بنای مسجد جامع قرطبه را عبدالرحمن داخل در سال 168 هـ آغاز نمود و بیش از هشتاد هزار دینار از غنائم حاصله از پادشاهان گوت را صرف بنای آن نمود. سپس پسرش هشام بنای مسجد را در سال 177 هـ به پایان برد.

عبدالرحمن دوم مسجد جامع اشبیلیه را نیز بنا نمود، و پس از حمله نورمان‌ها به این شهر به دستور او برای اشبیلیه حصار و سور محکمی بنا نمودند. (آل علی1370،154-152)

وضعیت مالی و مالیاتی اندلس

آندلس در روزگار امیرمحمد با تمام کشمکشها و جنگها و لزوم تجهیز لشکر، و هزینه‌های سنگین آن، و مصارف آبادی و عمران، و نیز پیش‌آمدن دو قحط‌ سالی طولانی در این سرزمین از رفاهی کم‌سابقه برخوردار بود، و این امیر روشن ضمیر کوشش داشت نه تنها مالیات جدیدی برای مردم وضع نکند بلکه مالیاتهای موجود را نیز کم و سبک نمود.

امیرمحمد که خود از ریاضیات و علوم وابسته آن اطلاع داشت با نظارت و حسابرسی دقیق خود اوضاع مالی و خزانه داری کشور را به صورت دقیقی تنظیم و ضبط نموده بود.(آل علی1370،185)

اولین سیستم آبیاری در اندلس

در دوره اسلامی عرب با بوجود آوردن سیستم آبیاری و آب رسانی در آندلس بخصوص در منطقه جنوبی که از نظر گرمی و تابش آفتاب با مشرق زمین تشابه بسیار دارد، انواع سبزیجات، میوه‌ها و زراعت و کشتی را که در اروپا بی‌سابقه بود رواج داده و بیش از یک بار در سال کشت می‌نمودند.

فن و روش آبیاری زمینهای کشاورزی همانند سیستم آبیاری در سرزمین شرق خلافت اسلامی فارس و شام بود، و آن هم با حفر قنوات و یا ایجاد ناعوره برای کشیدن آب از گودی و پستی به بلندی. بعضی از ناعوره‌هایی را که عرب بر رودخانه وادی الکبیر ساخته و از آب آن رودخانه بهره‌گیری می‌کردند همچنان برجاست.

یکی دیگر از روشهایی را که در آندلس عرب بودجود آورد و رواج داد ایجاد سد برای جمع‌آوری و یا نگهداشتن آب بود. (آل علی 1370،251)

کشاورزی اسلامی در اروپا

تحول و دگرگونی دیگری را که مسلمانان در آندلس بوجود آوردند: آوردن بسیاری از میوه‌ها و حبوبات و سبزیجاتی بود، که در آندلس و اروپا وجود نداشت، و بسیاری از آنها همچنان نام عربی خود را در زبان اسپانیایی و سایر زبانهایاروپایی حفظ کرده است: مانند پرتقال که در اسپانیایی به آن نارنخهNaranjaدر برابر نارنج، نیشکر و شکر که در تمام زبانهای اروپایی نام آن از زبان عربی گرفته شده است، و همچنین پنبه که در عربی قطن و در اسپانیایی و زبانهای اروپاییCotton، و برنج که در عربی الرز و در اسپانیایی نیز همین نام Arroz و در فرانسه Rice و زعفران Zafran و غیره و غیره.

مسلمانان صرف نظر از نباتات یاد شده بسیاری از میوه‌ها و محصولات کشاورزی دیگر را به آندلس آوردند و در کشت و بهبود آن موفق بودند.(همان 252)

معادن مسلمانان در اروپا

عرب طلا را از ماسه و شن رودخانه‌های «لاردة»، «شقر» و «تاجه» بدست می‌آورد، نقره را از معادن «مرسیة»، «حمة»، «قرطبه» و «باجه» و آهن را از شمال وادی الکبیر از منطقه واقع میان قرطبه و اشبیلیه استخراج می‌کرد، و ادریسی جای آن را در قسطنطنیه و صاحب یاقوت جای آن را در فریش در 125 کیلومتری شمال قرطبه ذکر کرده است.

مسلمانان مس را از معادن «اشکونیه» غرب در نزدیکی لشبونه پرتقال استخراج می‌کردند و سرب را از معادن «قبره» و نمک را از معادن «سرقسطه» بدست می‌آوردند.

سنگ مرمر را عرب از کوههای مورنیا بدست می‌آورد، ولی مصرف سنگ مرمر به رنگهای مختلف بحدی بود که کالای آندلس کفاف نیاز و مصرف را نمی‌داد، بناچار سنگ مرمر را از ایتالیا و سرزمینهای روم شرقی به آندلس می‌آوردند.

سنگ کهربا را از «شدونه»، سنگ لاجورد را از ناحیه «لورقة»، بلور را از معدن بلور در نایحه قرطبه، سنگ نجادی که در شب درخشش چون آفتاب دارد را از شهر «اشبلونة» و یاقوت احمر را از حصن «منت میور» Montmayor استخراج می‌کنند ولی یاقوت منت میور به حجم‌های خرد و ریز است در حالیکه در «بجانة» Bechina در منطقه ناشره آن یاقوت احمر درشت، و سنگ مغناطیس نیز از آن بدست می‌آید.(آل علی 1370،254-253)

نساجی اسلامی در اروپا

در آغاز حکومت امویان بر اندلس صنایع این شبه جزیره بیشتر پاسخگوی احتیاجات داخلی آندلس بود، ولی با پیشرفت و رفاه حال مردم، و توسعه داد و ستد با اروپا و شمال افریقا و کشورهای اسلامی مشرق زمین، صنایع و تولیدات گران‌قیمت آندلس از قبیل پارچه‌های ابریشمی، پنبه‌ای، پشمینه، ظروف چینی، بلوری، سفالی، کاشیهای رنگارنگ، چرم و پوستین، زیورآلات، اسلحه و سرانجام معادن و غیره که تهیه و عرضه کردن آنها نیاز مبرمی به دانش صنایع نساجی، ریختگری ... و داشتن طبقه‌ای از کارگران ماهر و هنرمند دارد، بیش از پیش تولید و به تمام کشورهای اروپایی و کشورهای اطراف مدیترانه حمل می‌شد، که ما به طور خلاصه آنها را می‌آوریم.

انواع پتوها و پوششهای پوستی شنشیله Chinchilla، پارچه‌های ابریشمی و قلاب دوزی شده و فرضهای بافت بازه Baza و کالسیناCalsina و پوستین‌های پوست سمور سرقسطه Saragosse و ظرفهای چینی مذهب (آب طلاکاری شده) مالاگا، و زیورآلات و جواهرات قرطبه، اسلحه ساخت طلیطله، ورق آهن یاتیواJativa .

صنعت نساجی و تجارت آن در آندلس رواج و پیشرفت کم‌نظیری داشت. در هر شهر قسمت بزرگی از آن «حی‌الطرازین» نام داشت. متخصصان نساجی و هنرمندان بکار نساجی، ریسندگی، بافندگی و رنگ‌آمیزی پارچه‌ها و قلاب‌دوزی و حاشیه‌کاری «تطریز» مشغول بودند، و نوجوانان و خردسالان مسلمان و مولدین را به کار گرفته و آموزش می‌دادند. (همان258-255)

صنعت پوست

دباغی و صنعت پوست در قرطبه پیشرفت بسیار داشت، و صرف‌نظر از تهیه پوشش پوستی ظریف و زیبا برای بانوان و خردسالان، صنعت کفش نیز در آندلس رواج داشت.

دکتر مکی نام کفاش در زبان فرانسه Cordonnier را مأخوذ از نام قرطبه می‌داند، چون فرانسویان قرطبه را Cordaue می‌خوانند و صنعت پوست در قرطبه قرنها به حیات و فعالیت خود ادامه داده است، و صنایع پوستی آندلس در اروپا شهرت داشته است.

صنعت دباغی و تزیین چرم از اسپانیا به مراکش و از آنجا به فرانسه و انگلیس نفوذ نمود.(همان 260)

کاغذ سازی

آندلس در دوره اسلامی با فنون تهیه و تکثیر انواع ورق آشنا بوده و شهر شاطبه Jativa کارخانه‌های متعددی برای تولیدکاغذ نوشتن و ورق به پا شده بود، و ورق تولیدی شاطبه با انواع مختلف و نرخ مناسب در آندلس و خارج آندلس به بازار عرضه می‌شد و بهترین ورق با نام شاطبی شهرت داشت. عجب آن که شاطبه همچنان تا به امروز مرکز تولید کاغذ در اسپانیا است.

صنعت تولید کاغذ در قرن دوازدهم میلادی از مشرق به مراکش و از آنجا به آندلس آورده شد و از آندلس در نیمه دوم قرن سیزدهم میلادی به ایتالیا و سپس در اواسط قرن پانزدهم به آلمان منتقل شد و از آندلس در نیمه دوم قرن سیزدهم میلادی به ایتالیا و سپس در اواسط قرن پانزدهم به آلمان منتقل گردید و مادر صنعت چاپ در عصر ماشین بخار و برق گردید.(همان 261-260)

با وجود توسعه کشاورزی و ایجاد روش‌های جدید آبیاری، عرب از توجه به توسعه شهرها و ایجاد وسائل لازم برای شهرنشینان غافل نبود، و با ایجاد سیستم شهرسازی، توسعه و نظارت بر شهرها، به شهرهای آندلس استقلال و مرکزیت داد، و هر شهری از نظر اقتصادی مرکز مبادله کالا و تجارت داخلی و احیاناً تجارت خارجی گردید.

شهر قرطبه را خیابان‌های وسیعی با نام «السکّة الکبری» و یا «المحجة العظمی» از یک دروازه به دروازه دیگر (شهر قدیم 7 دروازه داشته است) مرتبط می‌کرد. خیابان‌ها سنگ فرش و یا آسفالته بود. قرطبه تنها شهری بود در اروپا در این تاریخ که خیابان‌های آن آسفالته و سنگ فرش بود و با چراغ‌هایی که در دو طرف خیابان بر پایه‌های چوبی نصب شده بود، خیابان‌ها را در شب از وضع و امتیاز منحصر به فرد خود شاد و روشن می‌داشت. (آل علی 1370،311-309)

گردشگاه‌ها و پارک‌ها

در خارج از سورها شهر قرطبه و در طرفین وادی الکبیر پارک‌ها و باغ‌های وسیعی با نام «الشریعه» برای تفریح عموم تأسیس شده بود و در کنار آن بازارهای هفتگی و موسمی به پا می‌شد.(آل علی 1370،312)

بیمارستان اسلامی در اروپا

محله ربض المرضی در خارج شهر قرطبه با کمک مردم خیرخواه و متدین به پا شده بود، در این شهرک بیمارستان‌ها و آسایشگاه‌هایی برای مبتلایان به امراض صفب العلاج و یا مُسری و نیز بیمارانی که پرستار و یا کسی را ندارند تأسیس شده بود. (همان 312)

موسیقی، آواز و رقص

در سرزمین آندلس موسیقی، آواز و رقص شیوع بسیار داشت، و به طور عموم آندلسیان به هنرهای زیبا و موسیقی عشق و علاقه بیشتری نسبت به شرقیان داشتند، و کمتر جشن و یا مهمانی بزرگی بدون حضور گروه‌های موسیقی و آواز و احیاناً رقص به پا می‌شد.(همان315)

عشرتکده در شهرهای مسلمانان اروپایی

با توجه به توسعه شهر قرطبه و رفت و آمد مسافران بیشمار از نقاط مختلف آندلس و کشورهای دیگر آن، محله‌ای برای خوشگذرانی و متعه برای مردان مجرد به نام «بیوت الحظوة» اختصاص داده بودند که ظاهراً زنان روسپی شاغل در آن اغلب از فرنگ و یا اهل ملت‌های دیگر بودند چون از آنان با نام خراجیّه یاد شده است.

دولت بر این شهرک نظارت دقیق داشت و از کارکنان آن مالیات دریافت می‌کرده است.(همان 315)

علوم و فنون اقتصاد سیاسی اسلامی در اروپا

مسلمانان در اروپا در فلسفه،عرفان از دانشمندان بزرگی مثل ابن باجه،ابن مسره،ابن طفیل برخوردار بودند.(همان326-324)آنها در ستاره شناسی نیز دانشمندانی چون مجریطی،کرمانی و امیه ابی صلت داشتند.(همان 330)در گیاه شناسی و داروسازی ابن سبعین،غافقی،ابن العوان را به جامعه هدیه دادند.(همان 337)در علوم پزشکی الزهراوی،ابن زهر،الباهلی را داشتند.(همان 344)دارالترجمه طلیطله دو قرن کار ترجمه و انتقال علوم اسلامی به اروپا را به عهده داشت (همان 350) اینها گوشه‌ای از مدیریت اقتصادی مسلمانانی بود که به اروپا رفته بودند.


١٢:٠٣ - شنبه ٢ آذر ١٣٩٢    /    عدد : ٣٢٢٨١٥    /    تعداد نمایش : ٤٥٧٦


برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج