چاپ        ارسال به دوست

بازار هم الگویی مثبت و هم الگوی منفی در فرهنگ ایران

بازار هم الگویی مثبت و هم الگوی منفی در فرهنگ ایران

 

سؤالاتی که درباره عاملیت و ساختار با توجه به بازار ایران طرح می‌شود عبارتند از:

1.       بازار چه نقشی در فرهنگ کار در ایران دارد؟

2.       کدامیک از ساختار یا عاملیت باعث روحیات بازار ایران (کسب سود حلال، سود منطقی در برابر خدمت رسانی، سود بادآورده، احتکار، قمار سرمایه) می‌باشد؟

3.       ریشه فرهنگی تمایل سرمایه به تجارت در بازار ایران چیست؟

4.       خرده فرهنگ بازار چه نقشی در توزیع مناسب دارد؟

5.       نقش دنیای مجازی در بازار ایران چگونه است؟

 

 

رفتار هر فرد بستگی به سازمان ذهنی آن فرد دارد، سازمان ذهنی در یک نفر از بدو تولد، در مسیر کنش‌های غریزی و یادگیری‌های اکتسابی شکل می‌گیرد، با اضافه شدن هر داده یا عنصر یادگیری، سازمان ذهنی فرد به همان اندازه تغییر می‌نماید و این تغییر در رابطه با داده‌های جدید رفتار جدیدی را شکل می‌دهد. «برای مثال کودکی که هنوز سوزانده شدن را نمی‌شناسد به راحتی دست خود را به بخاری می‌چسباند ولی پس از یادگیری سوزانده شدن، به بخاری دست نمی‌زند فرایند ذهنی که برای کودک پیش می‌آید پیچیده است از این پس او ممکن است از نزدیک شدن به بخاری نیز پرهیز کند»

آیا سازمان ذهنی برای هر رفتار فردی که انجام می‌دهیم مؤثر‌تر است یا هر رفتاری که شکل می‌گیرد در شکل‌گیری رفتار جدید‌تر مؤثرتر واقع می‌شود. این تقابل مساوی با کنش معنایی و کنش انسانی است اولویت در نظریه‌های کارکردگرایی، و ساختارگرایی با سازمان ذهنی و در نظریه‌ کنش متقابل نمادین، با رفتار فردی است. سؤال‌های کلیدی این است:

1.       روحیات بازار ایران در کدامیک از نظریه‌ها جا می‌گیرد؟

2.       عاملیت یا ساختار کدامیک باعث روحیات بازار ایران است؟

3.       فرایند سود حلال و سود منطقی در برابر خدمات توزیع، یا احتکار در بازار ایران چگونه عمل می‌کند یا اینکه برد در قمار سرمایه باعث چه نوع عمل‌های بعدی در بازار ایران می‌شود؟

با توجه به یکی از دیدگاه‌های (پیر بوردیو 1930)، مطالعات تجربی در بازار ایران ما را با چه داده‌هایی مواجه می‌کند!

آیا در بازار ایران، مشارکت در امور خیریه وجود دارد؟

آیا نهادهای مدنی بازار (صنوف) (در شکل‌دهی فرآیندهای فرهنگی، امور خیریه توجه به توزیع مدرن، توجه به سود متقابل مصرف کننده و سود نظام بازار؟) دخالت می‌کنند.

صنوف در وارد شدن به عرصه قدرت چگونه عمل می‌کنند؟

لابی‌های سیاسی چه در بازار چگونه شکل می‌گیرد؟

نقش نهادهای مدنی در تولید یا خدمات توزیع منجر به تولید، چیست؟

نهادهای مدنی بازار تاکنون چه کاری در عرصه اشتغال‌زایی داشته‌اند. بازاریان تا کنون چند بیمارستان، مدرسه، دانشگاه و... ساخته‌اند؟!

خیرین بازاری متأثر از چه روحیاتی، عمل می‌کنند؟

عاملیت یا به عبارتی خصوصیات فردی است که آنها را به قمار سرمایه یا امور خیریه وارد می‌کند یا فرایند نهادی بازار آنها را به سوهای مختلف می‌کشاند؟

با توجه به نظریه «بوردیو» مفاهیم «حوزه، منش عادتی، سرمایه فرهنگی» در بازار ایران چه جایگاهی دارد؟

آیا نظریه رویه «جامعه شناسی انعکاسی» در بازار ایران می‌تواند کارآیی داشته باشد؟

رویه‌های بازار ایران باز تولید کننده چه روابط عینی اجتماعی و تفاسیر ذهنی هستند؟

آیا بازاریان ایران «منش عادتی» دارند؟

انگیرش‌ها، ترجیحات، سلایق و عواطف بازاریان ایران چیست؟

آیا بازاریان ایران رفتار تجسم یافته دارند؟

جهان‌بینی و جهان شناسی بازاریان چیست؟

مهارت‌ها و توانایی های بازاریان کدام است؟

نخبگان بازار چه کسانی هستند و اثرات آنها در بازار چیست؟

سرمایه فرهنگی بازار ایران چیست؟

جایگاه مرکزی ساختار بازار ایران (حوزه) چگونه عمل می‌کند؟

کسب قدرت و منزلت در بازار ایران چگونه جابجا می‌شود؟

آیا فرهنگ بالا و فرهنگ پایین در بازار ایران وجود دارد؟

«جای مطالعات تجربی در بازار ایران خالی است. آنچه بازار در ایران را مهمترین و مؤثرترین و یا یکی از مهمترین و مؤثرترین عامل تحولات و تغییرات بعدی کرده است این موضوع است که ساختار فرهنگی مردم ایران، محافظه‌کاری را با آرمان‌گرایی و بلندپروازی در هم آمیخته است. در فرایندی فرهنگی امید به آینده و اشتغال در ایران پس از گذر از موانع زیاد، نهایتاً به فرایند بازار می‌رسد. امروز دانشگاهیان ایران چاره‌ای برای خود نیافته‌اند مگر اینکه برای زندگی بهتر روحیه بازاری داشته باشد.

پزشکان نیز همین رویه فرهنگی را پیش گرفته، روحانیون نیز چنین شده‌اند صنعتگران دانشگاهی و غیردانشگاهی نیز بدین سو گرایش پیدا کرده‌ند و از همه مهمتر سیاستمداران چاره‌ای نیافته‌اند مگر اینکه برای بقای سیاسی خویش بازاری شوند. این موضوع مهمترین مسئله جامعه ایران است»

شناخت بازار و پیدا کردن «حوزه، منش عادتی و سرمایه فرهنگی آن به قول بوردیو و درک «نظریه رویه» او می تواند راهگشای بازشناسی یک رویه فرهنگی مهم یعنی رویه فرهنگی بازار در ایران باشد.

پیدا کردن سؤالهایی که در نظریه بوردیو آمده است لایه های بازار ایران را به روی میز می گذارد و راهگشای حل مشکلات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی ایران خواهد بود!

با توجه به نظریه «گیدنز» حس اعتماد در بازار ایران چگونه شکل می گیرد؟

نظام ساختاریابی یا فائق آمدن بر دوگانگی ساختار و عاملیت در بازار ایران چه مکانیزمی دارد؟

آیا روابط خلاقانه در ساختار بازار ایران وجود دارد که آنها را به طور ناگهانی وادار به اندیشه متفاوتی کند؟

دانش و مهارت بازاریان ایران چقدر است؟

آیا در بازیابی از نظریه ساختاریابی عاملیت نخبگی می تواند در بازاریان ایران نقش ویژه بازی کند؟

آیا نخبگانی در بازار ایران وجود دارند اگر پاسخ آری است سبک زندگی آنان چگونه است و این سبک زندگی چه تأثیری در بازار ایران دارد؟

عاملیت در بازار ایران و یا به تعبیر گیدنز «نفس» چگونه عمل می کند و ریسک در بازار ایران به چه معنایی می باشد؟

بازار از سازمان پیچیده‌ای برخوردار است، بازار به سادگی کسی را در حوزه خود نمی‌پذیرد راه برای کسانی که می خواهند وارد بازار شوند بسته است! در بازار فرایند اعتمادسازی اصل اول ماندن در بازار و حوزه آن است اما آنچه بازاری خلاق را از دیگران جدا می کند این است که «قدرت ریسک بازار در فرایند تجربه و دانش آنها تبدیل به مهارت شده و روابط خلاقانه آنها را در سود بیشتر شکل می دهد».

فرض این است اگر این ویژگی‌های نظریه گیدنز یعنی نفس و ریسک‌پذیری و مهارت به حوزه‌های دیگر وارد شود می تواند مسیر پیشرفت ایران تغییر دهد.

ساختاریابی گیدنز در بازار ایران به خوبی عمل می کند در بازار ایران استفاده خلاقانه از ساختار به سوی سودآوری به سرعت تغییر می کند و بازاریان در جهت سودآوری به طور دفعی، رفتار متفاوت در مغزشان شکل می گیرد، به طور کامل فردی عمل می کنند و از دل ساختار بازار عاملیت جدید بر می‌خیزد.

«بازاریان نخبه» فرایند شک و انتخاب را تبدیل به فرایند ریسک پذیری و عمل کرده اند. نخبه‌ترین بازاریان از فرایند ریسک بر هم زننده آرامش گذر کرده‌اند آنها در فرایند ریسک‌های زیاد تبدیل به کنش‌گران انتخاب‌های دقیق‌تر برای سود بیشتر شده‌اند.

این فرایند را نیز می‌توان در حوزه‌های دیگر وارد کرد اما آنچه در این بازار باید شکل بگیرد هویت، سبک زندگی و اخلاقیات به سوی سود بیشتر برای زندگی اجتماعی بهتر است که «حلقه مفقوده بازار ایران است» به قول الیاس باید نفس مدرن در بازار ایران شکل بگیرد.

نوربرت الیاس (1897-1990) نیز نفس را ابزار کلیدی عاملیت در فرهنگ می داند ولی رویکرد او به نفس در ساختار تنیده شده است او معتقد است نفس مدرن در طول قرن‌ها توسعه یافته است و بین نفس طبیعی و خودانگیخته و نفس تربیت شده تمایز قائل است. او از شخصیت و فرهنگ توأمان سخن به میان آورده است.

عاملیت با توجه به نظریه الیاس در بازار ایران چگونه عمل می‌کند؟

آیا بازاریان ایران از یک هویت برخوردار هستند؟

آیا در بازار ایران نفس انتظام یافته وجود دارد یا نفس در بازار ایران دفعی عمل می کند؟

رابطه متقابل نفس با فرهنگ و جامعه چیست؟

در بازار ایران آیا از این شبکه پیچیده وجود دارد یا در بازار ایران رفتار دفعی شکل می گیرد؟

«بازار ایران از هویت یکپارچه برخورد نمی باشد هویت چند پاره بازار ایران باید به سوی هویتی برخوردار از انگیزه‌های اجتماعی فرهنگی سوق یابد»

نفس مدرن باید شخصیت غالب هویت بازار ایران شود در بازار ایران نفس انتظام یافته وجود دارد ولی هویت بازار ایران نیست! بازار ایران در راستای سود بیشتر از نفس غریزی خویش پیروی می کند.

اگر در بازار ایران نفس و فرهنگ و جامعه به تعادل برسند می توانند ایران را با چشم‌اندازهای بهتری از پیشرفت و تعالی روبرو کنند و اگر فرایند دفعی بازار به نفع فرایند پیچیده بازار یعنی نفس مدرن کنار بکشد. می‌توانیم امیدوار باشیم در مسیر انتقال خرده فرهنگ‌های بازار به حوزه‌های اجتماعی و اقتصادی و فعال کردن این حوزه‌ها به نفع منافع ملی با موفقیت روبرو شویم.


١٣:٠٢ - چهارشنبه ٢٨ فروردين ١٣٩٢    /    عدد : ٢٤٦٤٩٢    /    تعداد نمایش : ٣٨١٥


برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج