دانشگاه اسلامی و شاخصه‌های آن از دیدگاه مقام معظم رهبری (مدظله العالی)

تحول هر جامعه یکی از شاخص‌‌های ارزیابی پیشرفت آن جامعه محسوب می‌شود و دانشگاه‌ها از جمله نهادهای متولی این امر هستند. رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز برای تحول صحیح دانشگاه، ضرورت توجه به دانشگاه

نویسنده: مریم محسنی (1)

 چکیده
تحول هر جامعه یکی از شاخص‌‌های ارزیابی پیشرفت آن جامعه محسوب می‌شود و دانشگاه‌ها از جمله نهادهای متولی این امر هستند. رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز برای تحول صحیح دانشگاه، ضرورت توجه به دانشگاه اسلامی و علم اسلامی را مطرح نموده‌اند و از جامعه علمی و مسئولان در این خصوص مطالباتی داشته‌اند؛ چرا که دانشگاه به عنوان یکی از نهادهای اصلی متولی تربیت نیروی انسانی، انسان ساز و تولید کننده علوم مورد نیاز جامعه، نقش بسیار مهم در اسلامی کردن جامعه و فرهنگ دارد. مقاله حاضر با هدف بررسی دانشگاه اسلامی و شاخصه‌های آن از دیدگاه رهبر معظم انقلاب اسلامی تدوین شده است و روش پژوهش آن از نوع تحلیل محتوای کیفی بیانات معظم له می‌باشد. پژوهشگر با سؤال: شاخصه‌های دانشگاه اسلامی از دیدگاه مقام معظم رهبری چیست؟ وارد پژوهش شده و پس از بیان ضرورت شکل گیری دانشگاه اسلامی مبتنی بر فرهنگ ایرانی – اسلامی به استخراج شاخصه‌های دانشگاه اسلامی، عناصر دانشگاه و وظایف دانشگاه پرداخته است.

مقدمه

از جمله نهادهایی که کارکردهای اساسی در جامعه دارد، دانشگاه است که علاوه بر کار ویژه علم آموزی دغدغه‌هایی فراتر از مرزهای تنگ علم دارد و تمام ابعاد انسان را مورد مداقه قرار می‌دهد. (فرجی ارمکی، 1386: 66) گفته شده کهن سال‌ترین دانشگاه در جهان، دانشگاه جندی شاپور است که چندین قرن قبل از هجرت در ایران به دستور شاهپور اول، پادشاه ساسانی تأسیس شد و بعد از آن دانشگاه اسلامی الازهر در سال 970 میلادی به وجود آمد. (2) و دانشگاه‌های قدیمی اروپایی مدت‌ها بعد از دانشگاه جندی شاپور پیدا شدند (زراعت، 1376: 34) و گزارشی که از دانشگاه‌های اروپایی داده شده است، به قرن 11 و 12 میلادی می‌رسد که تنها از چند مدرسه پیشرفته و به اصطلاح «دانشگاه» نام برده شده است. کهن‌ترین آن عبارت بوده از: دانشگاه پزشکی «سالرنو» و سپس دانشگاه حقوق «بولونیا» در ایتالیا و در کنار آن، دانشگاه «پاریس» و دانشگاه «مون پلیه» در فرانسه، بعد دانشگاه «آکسفورد» در لندن و دانشگاه «کمبریج» و سپس دانشگاه‌های «پادوا»، «ناپل»، «دورلئان»، «آنجیر» و «سالامانکا» در اسپانیا تأسیس یافتند. (سعدی، 1377: 135)
علی رغم این که قدیمی‌ترین دانشگاه‌ها متعلق به ایران و دنیای اسلام بودند، اما مشاهده می‌شود که غرب از طریق دانشگاه‌هایش فرهنگ خود را بر دانشگاه‌های جهان استیلا داده است و با تأسیس دارالفنون و باقی دانشگاه‌ها در ایران، آرام آرام فرهنگ غرب وارد دانشگاه‌ها می‌شود. روند غرب گرایی آن گونه بود که در دوره پهلوی دوم، شاه برای این که جلوی نفوذ حوزه‌های علمیه در تولید علوم را بگیرد، تصمیم به تأسیس دانشگاه مذهبی به موازات حوزه‌های علمیه – به منظور از بین بردن استقلال حوزه‌ها و زیرسلطه درآوردن روحانیون – گرفت و زمزمه‌های اولیه تأسیس چنین دانشگاهی در زمانی که امام بعد از سخنرانی معروف روز عاشورای خود دستگیر و بازداشت گردید - که قیام 15 خرداد در اعتراض به آن صورت گرفت – به وجود آمد. سندی در خصوص هدف این اقدام در دست است که در آن چنین آمده است: «تأسیس یک دانشگاه بزرگ مذهبی، تا به این طریق حوزه‌های علمیه که در حقیقت به صورت کانون هر نوع تحریکات و اقدامات ضد دولتی گردیده مسدود شود و این قبیل فعالیت‌ها شدیداً زیر کنترل دولت قرار گیرد». (روح بخش، 1381: 34) این روند تا جایی ادامه یافت که دو نهاد متصدی علم و انسان سازی (حوزه علمیه و دانشگاه) از یکدیگر فاصله گرفتند.
پس از انقلاب اسلامی، پیوند حوزه و دانشگاه توسط بنیان گذار انقلاب اسلامی مطرح گردید و به دنبال آن پیام نوروزی حضرت امام (رحمه الله) در سال 59 بارقه‌ای فروزان بر جامعه انقلابی و اسلامی ایران بود. این پیام به ویژه بر فرهنگ جامعه و ضرورت انجام تحول اساسی در دانشگاه‌ها تأکید داشت. پس از امام خمینی (رحمه الله) و زعامت مقام معظم رهبری (حفظه الله)، این هدف از همان ماه‌های آغازین دنبال شد. پس از پایان جنگ تحمیلی و شروع مجدد دوران سازندگی، رهبری در مورخه 1374/4/27 در ملاقات با وزیر فرهنگ و آموزش عالی، ایشان را موظف به اسلامی کردن دانشگاه‌ها فرمودند. تا این که بیانات مهم مورخ 1375/2/29 پیرامون «اسلامی کردن دانشگاه‌ها» تأکیدی واضح بر این نکته بود. گرچه حرکت «انقلاب فرهنگی» دستاوردهای مثبت و مهمی داشته است، اما هنوز تا رسیدن به «دانشگاه اسلامی» فاصله بسیار وجود دارد. هم چنین معظم له در این بیانات با اشاره به برخی رویکردهای قهقرایی و بعضاً سخت شدن عرصه اندیشه و عمل دینی بر دانشجویان و دانشگاهیان متدین و دلسوز، بر این مطلب صحه گذاشتند که اگر زحمات گذشته پاسداری نشود و با درایت، دقت و قوت در مسیر تحول فرهنگی و علمی به سوی «دانشگاه اسلامی» گام برداشته نشود، آینده جامعه اسلامی با مخاطرات جدی روبه رو خواهد شد. بدین گونه مسئله اسلامی کردن دانشگاه‌ها که از لوازم ذاتی انقلاب اسلامی بوده و در بیانات و فرمایشات امام راحل متجلی بود، پس از دوران جنگ و مجدداً در دوران سازندگی، در دستور کار مسئولان فرهنگی کشور، دفاتر نهاد نمایندگی در دانشگاه‌ها و وزارت فرهنگ و آموزش عالی قرار گرفت و موجب اظهار نظرهای متعددی از سوی افراد مختلف گردید. (بی‌نام، 1377:62)
اهمیت دانشگاه و رسالت عظیم این نهاد به عنوان یکی از دو بال متصدی علم در کنار حوزه‌های علمیه، نویسنده را بر آن داشت که به اسلامی شدن دانشگاه‌ها و توجه به شاخصه‌های آن از دیدگاه مقام معظم رهبری بپردازد.
روش پژوهش مقاله حاضر، به صورت تحلیل محتوای کیفی بیانات مقام معظم رهبری، از خرداد ماه سال 1368 الی شهریور سال 1390 می‌باشد. اگرچه نویسنده کلیه بیانات معظم له را مورد مطالعه قرار داده است، اما مقصود از تحلیل محتوا در این مقاله، شمارش و گردآوری مطالب بر اساس تعداد واژگان و کلیدواژه‌ها (تحلیل محتوای کمّی) صورت نگرفته است؛ چرا که این روش علی‌رغم کاربردهای فراوان در پژوهش‌ها، معایبی دارد که در مقاله حاضر فرصت پرداختن به آن‌ها نیست و از عهده بررسی متن‌های مقاله حاضر برنمی‌آید. در توضیح مختصر می‌توان عنوان کرد کلیه سخنرانی‌های معظم له مورد مطالعه قرار گرفته و براساس میزان ارتباط با موضوع مقاله، بهترین جملات و تحلیل‌ها و بیانات ایشان انتخاب شده است. از طرفی برای این که نظر شخصی نویسنده در نوشتار باعث ایجاد جهت گیری در تحقیق نشود، در جای جای مقاله به سخنان معظم له ارجاع داده شده است. یکی از تفاوت‌های متون مورد بررسی که استفاده از روش تحلیل محتوای کمّی را مکفی نمی‌داند، مخاطبانی است که مقام معظم رهبری، بیانات یا پیام‌هایی را خطاب به آن‌ها عنوان نموده‌اند. به عنوان مثال: ممکن است ایشان مطلبی را یک یا دو بار در جمع مسئولان عنوان کرده باشند، اما اهمیت آن از مطلبی که پنج بار در دیدار عمومی عنوان کرده‌اند بیشتر باشد و یا یک جمله ابلاغیه باشد، که در این صورت میزان اهمیت آن بسیار بیشتر از جمله‌ای است که به صورت پیام یا سخنرانی آمده است.
سؤال اصلی مقاله نیز این است که شاخصه‌های دانشگاه اسلامی از دیدگاه مقام معظم رهبری چیست؟ دیگر این که ویژگی‌ها و شاخصه‌های دانشگاه اسلامی چه می‌باشد؟

اهمیت دانشگاه از دیدگاه مقام معظم رهبری (مدظله العالی)

از دیدگاه مقام معظم رهبری دانشگاه دارای اهمیت والایی است و خدمات ارزنده‌ای در شکل گیری انقلاب اسلامی، پیروزی و پس از آن تاکنون داشته است. ایشان می‌فرمایند: «من ارزش دانشگاه را برای کشور با همه وجود حس می‌کنم. دانشگاه نقطه اوج خدماتی را که می‌تواند به یک کشور ارائه شود، تأمین می‌کند. دانشگاه برای کشور، بسیار مهم است... . دانشگاه خدمات بزرگی به انقلاب کرده است. از سال 42 که نهضت اسلامی به میدان آمد، دانشگاه جزو اوّلین جاهایی بود که تجاوب کرد. البته آن روز فضای دانشگاه، فضای کاملاً نامطلوبی بود؛ اما عناصر دانشگاهی، از استاد و دانشجو، به صورت تک و در اقلیت مطلق، از فضا نهراسیدند و پاسخ دادند، در طول دوران مبارزه، از سال 42 تا 57 – پانزده سال – یکی از عناصر صفوف مقدم، دانشگاه بود که بنده از نزدیک شاهد آن فعالیت بودم... در آن دوران، ما دانشگاه را از نزدیک دیدیم. وقتی که نهضت به دور افتاد، دانشگاه به تدریج گداخته شد؛ تا این که سال آخر، حضور دانشگاه بسیاری از محیط‌های دیگر را تحت تأثیر و تحت الشعاع قرار داد. انقلاب هم که پیروز شد، جزو اولین کسانی که در قدم‌های اول پیروزی انقلاب، نقش‌های بسیار مؤثری را برعهده گرفتند، عناصری از دانشگاهیان بودند که ... در جاهایی که نه نام، نه نان و نه شهرت کاذب مطرح بود، فقط مجاهدت خالصانه و مخلصانه دیده می‌شد. بعد هم در دوران جنگ، سه هزار شهید دانشجو تقدیم انقلاب و اسلام شد». (3)

هدف دانشگاه از دیدگاه مقام معظم رهبری (مدظله العالی)

معظم له هدف دانشگاه را تربیت دانشجو بیان نموده‌اند؛ به گونه‌ای که استاد و تحقیق و آزمایشگاه را وسیله‌ای در خدمت رشد دانشجو می‌دانند. به عنوان مثال تحقیق در محیط دانشگاه را وسیله رشد دانشجو جهت کسب صلاحیت کاری که بر عهده یک نیروی انسانی عالم و کارآمد است، می‌دانند و این را فلسفه دانشگاه ارزیابی می‌کنند. با توجه به رسالت دانشگاه، ایشان دو عنصر اصلی را در تربیت دانشجو بر می‌شمرند که هیچ کدام نبایستی مغفولٌ عنه بماند: یکی عنصر علم و تحقیق و کارایی علمی و جوشیدن استعدادهای علمی؛ یکی هم روحیه‌ی تدین و حرکت صحیح و سالم سازی معنوی و روحی دانشجو. این دو عنصر در دانشگاه‌ها بایستی بدون تفکیک از یکدیگر و با قدرت تعقیب شوند. (4)
مقام معظم رهبری یکی از خصوصیات جمهوری اسلامی را در این می‌بینند که دانشگاه به عنوان دستگاه انسان سازی جامعه، بایستی صحیح حرکت کند و انسان متناسب با هدف‌های جمهوری اسلامی بسازد. آرمان‌های مقدس ملت و به خصوص مسلمین آن قدر مهم هستند که به نظر ایشان اگر هدف فقط ساختن انسان عالم منهای آرمان‌های مقدس باشد، بهتر است که دانشجویان را گروه گروه به کشورهایی که دستگاه‌های علمی‌شان مجهزتر و مدرن‌تر است، روانه کنیم؛ تا بروند، یاد بگیرند و بیایند! لذا بر این اساس دانشگاه بایستی، دین و روحیه‌ی انقلابی و به خصوص بیزاری از وابستگی ملی را مورد توجه قرار دهد. (5)

ضرورت اسلامی کردن دانشگاه از دیدگاه مقام معظم رهبری (مدظله العالی)

از آن جا که جامعه مانند یک موجود زنده است، می‌بایست تمام بخش‌های آن از هماهنگی و روح مشترک برخوردار باشد؛ چرا که اگر قرار باشد هر بخش یا نهاد هدف متفاوت با هدف جامعه را دنبال کند، جامعه در مجموع نخواهد توانست به اهداف اصلی خود دست یابد. نظام جمهوری اسلامی ایران نیز به مثابه کالبدی است که می‌بایست روح اسلام در تک تک اعضا و بخش‌های آن جریان داشته باشد تا بتوانند در کنار یکدیگر به فعالیت شایسته خود پرداخته و جامعه را به سمت اهداف نظام سوق دهند. لذا کلیه نهادها و سازمان‌ها و بخش‌های آن باید براساس مبنای اسلامی ایجاد و برنامه ریزی شوند که از جمله این نهادها دانشگاه می‌باشد. (6) با توجه به این نگاه، می‌توان گفت هرجا مقام معظم رهبری راجع به دانشگاه سخن می‌گویند، مقصودشان همان دانشگاه اسلامی است که در برخی موارد پسوند "اسلامی" را به دانشگاه ضمیمه نموده و در موارد دیگر ضمیمه نموده‌اند. ایشان در این باره می‌فرمایند:
«در زمینه مسئله اسلامی کردن دانشگاه‌ها اعتقاد من این است که هر چه ما در این زمینه کار بکنیم، زیاد نیست. آن چیزی که من در مورد دانشگاه‌ها و اسلامی کردن دانشگاه‌ها یک وقتی عرض کردم، این است که توقع ما از دانشگاه کشور و مرکز علم کشور این است که اگر یک جوان کم اعتقاد لاابالی وارد دانشگاه شد، در حالی از دانشگاه بیرون بیاید که عمیقاً متدین و دارای تعهد دینی و اخلاقی دینی است؛ توقع ما از دانشگاه این است؛ مثل حوزه علمیه. حالا اگر بنیان دانشگاه را از اول در کشور ما کسانی گذاشتند و جوری گذاشتند که گویی باید دانشگاه، غیردینی یا حتی ضددینی باشد، این مطلب دیگری است؛ اما واقع قضیه این نیست. علم همراه است با دین؛ هر کسی صادقانه با دانش برخورد کند، ایمان دینی در او رشد پیدا می‌کند؛ هم چنان که دانش، همدوش است با فضایل اخلاقی و با احساس تعهد؛ این طبیعت دانشگاه است» (7).
همان گونه که مشاهده می‌شود ایشان وجود دانشگاه را در کنار حوزه‌های علمیه از ضروریات تربیت انسان متعهد و دیندار می‌دانند و به این مسئله قائل نیستند که دانشگاه لازم نیست و یا قادر است به تنهایی – بدون توجه به حوزه‌های علمیه –